تبليغاتX
کاتالیزور شیشه ایی

کاتالیزور شیشه ایی

 

مدتهاست که این قطار

هیچ شباهتی ندارد

به روزهای کرم بودنم

حتی اگر باد کاری کند

که دستهایت لابه لای برگها گم

و یا حتی یکی از روزها را کم!

این روزها ...

این روزها که به آخرتم فکر می کنم

تمام پنجره های نور گیر هم

کفاف شب تاب بودن مرا نمی دهد

شبیه نفس های چاق شده ام

که بغض هیچ بیابانی را ابری نمی کند

دست بردار

می خواهم آویزان بمانم

دیگر نه خیال این مسیر

به راههای مخفی بوته آفتاب گردان می رسد

و نه خجالت این دستها

به عقوبت این فریب

این روزها

آفتاب هم حریف پوست ضمخت من نیست

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 18:20  توسط ساره اسلامی  | 

دیگر اجاره بلند ترین داربست ها هم افاقه نمی کند

 این ماه افسرده منم

که حلق آویز تاب تپش های خورشید را ندارد

شبیه قرصهایی که زیر زبانم را می کشند

برای روزهایی که زیادی روشنند

بگذار شبکه چشمم را

روی دور دست ترین مدار تنظیم کنم

آنجا که آسمان از ازدهام ستاره افتاده

و من از تکرار این همه خورشید  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:57  توسط ساره اسلامی  |